موطن ما، قلب آسمان

دلتنگم


گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم
آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود
که دنیــــا
با تمام ِ وسعتش
برایـَم تنگ میشود ...
... دلتنــگـم...
دلتنـــــگ کسی کـــــه
گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از
حرکـت ایستـاد...
دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید...
دلتنگ ِ خود َم...
خودی که مدتهــــ ــــ ــاست گم کـر د ه ام ...

گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم
حالا یک بار از شهر می رویم

یک بار از دیار … یک بار از یاد … یک بار از دل … و یک بار از دست
 

+ نوشته شده در یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠ ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ توسط من + تو=sky نظرات ()


تولدت مبارک داداشی عزیزم

 


چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز…

روز میلاد…

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!ماچ

 
تولدت مبارک داداشی جونم مسعود جونم

 

 

 
+ نوشته شده در شنبه ۳ دی ۱۳٩٠ ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط من + تو=sky نظرات ()


دیگرکسی ساده نمی نویسد

 

شب ها منم و عشق تو و چشم تر من

دیگر کسی ساده نمی نویسد

ساده نمی گوید

حتی ساده نگاه هم نمی کند

و من همچنان چشم هایم به دنبال کسی است که نگاهش ساده باشد

حرف هایش، خنده هایش، گریه هایش ساده باشند

ساده بپوشد

ساده راه برود

ساده دستهایم را بگیرد

ساده ساکت بماند

ساده شلوغ کند


ساده باشد فقط همین
خودم هم دیگر ساده نیستم اما و مشکل همین است ...!

  

ساده بودم و صادقانه دوستت داشتم اما تو.....
تو کاری بغیر ترک من نمیدانستی آنهم بی هیچ خداحافظیناراحت

+ نوشته شده در شنبه ۳ دی ۱۳٩٠ ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط من + تو=sky نظرات ()


لحظه های بی تو

  آیینه ها دچار فراموشی اند

و نام تو

ورد زبان کوچه خاموشی

امشب

تکلیف پنجره

بی چشمهای باز تو روشن نیست!.

هر روز تکراریست

صبح هم ماجرای ساده ایست

گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠ ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ توسط من + تو=sky نظرات ()


دل تنهایم

 

آن لحظه
که دست های جوانم
در روشنایی روز
گل باران ِ سلام و تبریکات دوستان نیمه رفیقم می گذشت
"دلم"
سایه ای بود ایستاده در سرما
که شال کهنه اش را
گره می زد...

(حسین پناهی)

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠ ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط من + تو=sky نظرات ()